تبليغاتX
سیاسفید - حکایت تازک خان که به مردم ظلم روا داشت
کی می شود که بیاید روزی که سیاسفید تبدیل به سفیدسفید شود ؟

با سلام . عناصر این داستان خیالی می باشند .


در زمان ملک شاه که انصافا پادشاه خردمند و محبوبی بود ، شخصی به نام تازک ، که به تازک خان ملقب بود ، حاکم خطه ی سلیمان شهر بود . مردی بود منصف و درست کار که به احوال مردم خوش می رسید و به حال ضعفا ترحم داشت .
چند سالی گذشت و از قضای روزگار شراب خور شد و در پی آن ظالم و سختگیر . هر چه می گذشت عیاش تر می شد و مالیات را بر مردم فزونی می داشت تا خوش تر بگذراند . مردم که سخت از او به خشم آمده بودند ، به ملک شاه نامه ای نوشتند و احوال تازک خان برای وی شرح دادند .
ملک خان تا خبر از شکم بارگی و ظلم او بر مردم شنید ، دستور داد تا وی را از حکومت بر کنار کردند و بر پشت خر بنشاندند و در کوچه ها آفتابه به گردن می گردانیدند تا عبرت سایرین شود .
تازک خان که احوال خود این چنین دید ، رو به مردم کرد و گفت :

          من زمانی فرّ و جاهی بر سرم بود                نان  ناحق   خاک عالم   بر  سرم کرد
          یک زمانی   رعیتم  بودید   هر یک                یک شکم ، جامه ی ننگی بر تنم کرد
                                              ...............................
      گویمت من با خودت  هر جا که هستی           نکن کاری که گویندت   تو  پستی
      به حق خود ، تو راضی باش ای دوست           که گر راضی بباشی شاد هستی


به قلم : م.یوسفی نژاد
+ نوشته شده در  87/09/06ساعت 15:31  توسط usofi  | 
 
دوست داری منبع بزن ، دوست هم نداری نزن