![]()
به نام خدا
حـَ ... سـَ ... ن ، ن ... آقا بعدیش چیه؟
-ی عزیزم
-حسنی ک کجا یی
- بسه ، مرتضی تو بخون .
- آقا نمی تونیم ، انگشتمون زخم شده آقا !
-خوب فردا باید حتما بخونی ، وگرنه صفر می شی .
-چشم آقا
زیلیلینگ زیلیلینگ (زنگ تعطیلی مدرسه)
-خوب بچه ها امروز که رفتین خونه ، خوب درساتون رو بخونید که فردا از هرکی درس پرسیدم ، بلد باشه . موفق باشید .
...
معلم :آقای مدیر خداحافظ !
مدیر : من دارم می رم ، می خواین شما رو هم برسونم ؟
- نه خودم می رم . دستتون درد نکنه .
و باز باید همان مسیر همیشگی را طی می کرد . کوچه ها آشنا بودند . به غیر از آن کوچه ی باریک که برای گاز کشی کف آن را کنده بودند ، بقیه ی مسیر آسان بود ...
در کنار خیابان :
پسر ۱ : نگا کنید ! آقا رو ! بازم پیداش شد !
پسر ۲ : مثل اینکه آدم بشو نیست !
-حالا آدمش می کنم !
-چجوری ؟
-فقط نگا کن !
...
پسر : سلام . ببخشید ، اجازه می دید ردتون کنم ؟
معلم : دستت درد نکنه ، باعث زحمت می شه !
-چه زحمتی ؟ وظیفمونه .
-خدا خیرت بده !
-بیاین دست منو بگیرید تا باهم رد شیم .
-چشم پسرم .
پسر :(اون طرف بلوار ، وسط خیابون ) یه سوالی داشتم اگه بی ادبی نباشه !
-بفرماییید !
-یعنی تو خجالت نمی کشی هر روز میای اینجا و مردم رو تو زحمت میندازی ؟ حالا اینجا وسط خیابون بمون تا آدم بشی !
-کجا رفتی پسر ؟ من چجوری برم اون طرف ؟
-دیگه مشکل خودته !
لحظه ای گذشت و صدای جیغ ترمز ماشینی سکوت خیابان را شکست ...
بدوین بیاین ! بچه ی مردم رو کشت !
- خاک بر سرم شد ! خودش پرید جلوی ماشین !
زنگ بزنید آمبولانس ...
یکی از حضار به بغل دستیش : آقا چی شده ؟
-یه بچه داشت می رفت اون ور خیابون ماشین زدش !
نتیجه ی داستان تحقق یافتن این ضرب المثل است : چاه مکن بهر کسی ، اول خودت بعدا کسی !

این هم اثر هنری از بنده ![]()