باز دوباره سير تحولات به دليل نافهمي عده اي از عزيزان ( كه فرق طنز جدي را با سخن جدي تميز نمي دهند ) گريبان گير اين وبلاگ گرديد و انشا الله سياسفيد با رويكردي روشن تر ، در قالب سلسله مقالات به بررسي مسائل خواهد پرداخت . انشا الله كه بتوانيم در حد وسع خودمان در فضاي سايبر سخني را منتشر كنيم .
.................................................................................
در اين مقاله سعي داريم اذهان خوانندگان را به چالشي اساسي بكشانيم كه آيا اصولا خدايي وجود دارد يا خير و سپس بحث هايي را پيش كشيم تا خود عزيزان به نتيجه اي منطقي برسند . لازم به ذكر است كه در نگارش مطلب تا حد علم نگارنده سعي بر رعايت بي طرفي شده است .
قابل توجه مسلمانان : اين بحث زمينه اي براي مطرح كردن اصل توحيد در اسلام است و همان طور كه مي دانيد اگر اكنون شما نتوانيد بحث توحيد را به صورت علمي اثبات كنيد ، مسلمان بودنتان زير سوال مي رود . زيرا اصول دين تحقيقي است و تا اصول دين را نپذيريد ، عمل به فروع دين براي شما ارزشي نخواهد داشت . پس در مطالب ارائه شده بي طرفانه دقت نماييد و مطلب صحيح و عاقلانه را بپذيريد . شايد اصلا خدايي وجود نداشته باشد تا بخواهد يكي باشد و اسلام را ابلاغ كرده باشد ...
................................................................................
تذكر : مطالب اين مقاله سنگين مي باشد و بدون تامل و تفكر بر جمله جمله ي متن و استدلالها ، مطلبي از آن استنباط نمي شود .
خدا آري يا خير ؟ :
قابل ذكر است در نگارش اين مقاله ي علمي هيچ گونه گرايش سياسي و ديني لحاظ نشده و اصولا نويسنده به اصل جدايي دين از سياست و جدايي اين دو از مقالات علمي به شدت پايبند مي باشد . زيرا يك مقاله ي علمي مقاله اي است كه بتواند با استدلال هاي منطقي ، ذهن تمام بشر را با هر نوع طرز تفكري با خود همراه سازد ، نه اين كه با ديدي بسته كه دين و سياست به او بيشنهاد مي كنند به مسائل بنگرد . با اين پيش زمينه ي ذهني كه بنده ارائه دادم ، به بررسي مسئله ي اساسي وجود و يا عدم وجود خدا مي پردازيم و مي خواهيم اين مسئله ي حياتي را مطرح كنيم كه اساسا طبيعت را خدا آفريده است و خدايي وجود دارد يا اينكه طبيعت خود ، خود را به وجود آورده و تكميل كرده است .
- در حدود چهار الي شش مليارد سال پيش ، نقطه اي بسيار كوچك ولي بسيار بسيار متراكم وجود داشته است . وقتي تمام ذره هاي عالم در فضايي به مقدار حدود يك توپ كوچك گنجانده شود ، مي شود آن گوي كوچكي كه ما مي گوييم . البته اين گوي از يك نوع ماده تشكيل شده بوده است و جنس آن ماده هم با موادي كه اكنون مي بينيم فرقي اساسي داشته و آن هم اينكه از اتم و مولكول خبري نبوده است چون اتم ها بر اثر فشار تراكم شكسته شده بودند . چون بنده فكر مي كنم سير وجودي مواد عالم ، سيري انقباضي و انبساطي است و اين بدين معنا است كه اين جهان كنوني كه فعلا در حال گذراندن حالت انبساطي خود است ، ساليان بعد سيري انقباضي در پيش گرفته و به همان حالت گوي اوليه باز مي گردد ( توضيح مفصل در مقاله هاي آينده) .
به سرعت از اين بحث مي گذريم و مي رسيم به ابتداي به وجود آمدن موجودات زنده بر روي كره ي زمين :
اكنون زمين وجود دارد . آب بر روي زمين وجود دارد و درياهاي متلاطم را به وجود آورده است ( كل زمين پوشيده از آب مي باشد ) اتمسفر زمين از گازهايي مانند گاز كربنيك و ... تشكيل شده است ... دو مولكول ساده ي كربن دار به صورت اتفاقي كنار هم قرار مي گيرند و اين ملاقات شيرين در حالي رخ مي دهد كه دما و فشار و ساير فاكتورهاي فيزيكي شرايط را براي به وجود آمدن اولين دي ان اي جهان مهيا مي نمايند ...
مليونها سال گذشته است و آن مولكول ساده تبديل به هزاران موجود ساده و پيچيده گشته است ( لازم به توضيح است كه براي آن مولكول شرايط محيطي اي فراهم شده است كه به صورت امروزي تكامل يافته است . مثلا وقتي آن مولكول پديد آمده ، هزاران فاكتور فيزيكي ادامه ي بقاي اين مولكول را رقم زده است . هزاران عامل باعث شد كه اين مولكول بدون تغيير به دو نيم تقسيم شود . و مليونها عامل باعث شد كه هر كدام از آن دو مولكول راه جداگانه اي را براي تكامل بپيمايند و در تقسيمات بعدي ، موجودات متفاوتي را به وجود آورند ) .
و بالاخره ، شرايط فيزيكي جهان ، باعث به وجود آمدن موجودات و تكامل آن شده است .
ديدگاه بالا ( كه ما بسيار بسيار خلاصه و ناقص آن را بيان كرديم ) به هيچ وجه قابل انكار نيست و هيچ عاقلي را در جهان سراغ نداريم كه اين ديدگاه را رد كند ( در مورد نحوه ي آفرينش جهان و موجودات ) .
تنها بحث ميان متفكران ، اين موضوع است كه گروهي قائل به وجود موجودي ما ورايي و ازلي اند كه اين تغييرات زير نظر او و به اراده ي او صورت گرفته است و گروهي ديگر معتقد به عدم وجود آن موجودند و اعتقاد به ازلي بودن خود ماده دارند كه اين ماده ، خودش خودش را تكميل مي نمايد .
رويكرد مقاله در ادامه به بحثي فرضي ميان طرفداران اين دو نظر تغيير مي نمايد :
دلايل گروه دوم بدين صورت است كه مي گويند ماده ، طبق قوانيني كه بر اساس شرايط خود ماده بر او حكم فرماست ، تغيير مي كند و اين تغييرات ، خود قوانين جديدي را بر ماده حكم فرما مي كنند و اين قوانين تغييرات جديدي را به وجود مي آورند و اين سير ، يك سير ازلي و ابدي است كه ماده طي مي كند .
الهيون (قائلين به نظر اول ) : چرا ماده الزاما رو به تكميل خود گام بر مي دارد ؟ جواب ماديون ( افراد قائل به اين نظر ) به اين پرسش آن است كه اين راهي را كه ماده در پيش گرفته است و از ابتدا تا به حال ادامه داشته ، يك راه از بي شمار راهي است كه شرايط خود او آن را رقم زده است . مثلا شرايط موجود انسان مي توانست متفاوت باشد . مثلا او به جاي دو دست چهار دست مي توانست داشته باشد . و يا انسان مي توانست مشكلاتي را كه الان گريبان گير اوست ، نداشته باشد . و همين طور هزاران حالت و شكل مفروض براي اين جهان ممكن الوجود بودند اما اتفاقات عالم هستي و ماده كه مانند زنجيري به هم متصل اند به نحوي رقم خورد كه الان مشاهده مي نماييم .
الهيون : نظر شما در صورتي منطقي و مورد قبول است كه موجودات جهان به صورت بي روح ، بي ارده و در كل مجموعه اي از مولكولهاي مرده باشند . و اين با شرايط موجود جهان و موجودات زنده ي در آن كاملا متفاوت است . زيرا الان در جهان موجوداتي زندگي مي كنند كه داراي اراده و قدرت حركت و از همه مهم تر قدرت تفكر ، احساسات و عواطف مي باشند و هرگز ماده نمي تواند همچنين شرايطي را براي خود به وجود آورد . زيرا براي به وجود آمدن اين حالات ، بعد ديگري به جز بعد ماده بايد باشد تا موجودات بتوانند به حيات اين چنيني خود ادامه دهند كه ما اين بعد دوم را روح مي ناميم واين بعد كاملا غير مادي است.
ماديون : اصولا روح و موارد ماورايي زاييده ي ذهن بشر است و قدرت ماورايي انسان هم همان قدرت مغناطيسي مغز انسان است كه قابل اندازه گيري و مشاهده نيز مي باشد . و اينكه گفتيد تفكر و احساس در موجودات بدون روح امري نشدني است ، سخني غلط است . براي اثبات گفته ها به توضيح برخي از واقعيات از جهان و موجودات زنده در جهان مي پردازيم . موجودات جهان ، يك سيستم يا تلفيقي از سيستم هاي جداگانه و يا مرتبط با هم مي باشند . مثلا در بدن انسان سيستم هاي ايمني و ... تا سيستم هاي مغناطيسي پيچيده در هم تنيده شده اند و انسان را به وجود آورده اند . و در مورد احساسات در موجودات هم بايد گفت كه تغييرات فيزيولوژيك بدن باعث تغييرات احساسات در او مي شود . بدين صورت كه سيستم غدد بدن با در يافت علائم و دستورات سيستم عصبي ، به ترشح هورمون مي پردازند و واكنش بدن به بعضي از هورمونها ، به صورت احساسات بروز پيدا مي نمايد . و اصولا اگر بنا به گفته ي شما روح وجود داشت (و چون روح غير مادي است و جهان ، ماده ي خالص است و اگر روح وجود داشته باشد بايد موجودي ماوراي ماده آن را آفريده باشد ) و آن روح كنترل بدن را بر عهده داشت ، نبايد ما شاهد اين باشيم كه مثلا با برداشتن يك تكه از مغز انسان ، كنترل قسمتي از بدن كه آن تكه از مغز كنترل آن قسمت را بر عهده دارد ، مختل شود . پس نتيجه مي گيريم كنترل بدن به عهده ي مغز كه كاملا مادي است مي باشد و روحي در اين ميان وجود ندارد .
الهيون : ما روح را به عنوان كنترل كننده ي بدن مي شناسيم و جسم مادي را وسيله اي براي سير بشر و تكامل او در جهان مادي مي دانيم . اين موضوع كه با اختلال در مغز ، فعاليت بدن نيز مختل مي شود ، باعث اين نمي شود كه بگوييم روحي وجود ندارد . ما عملكرد روح را كه در واقع حقيقت يك موجود مي باشد در يك مثال ساده بيان مي كنيم : ما قائليم كه جسم وسيله اي است براي روح در جهت رسيدن به هدف سير تكاملي روح در جهان ماده ؛ مثلا يك انسان وقتي در ماشيني سوار است و حركت مي كند . در اينجا انسان همان روح و ماشين ، جسم مي باشد . حال اگر سيستم بوق ماشين دچار اختلال شود ، راننده هرچه بوق را فشار دهد ، بوق كار نخواهد كرد . جداي از اين ، در اثبات وجود روح ، ( كه اگر اثبات شود ، طبق گفته ي خودتان ، وجود خدا اثبات مي شود ) دانشمندان با انجام آزمايشهايي توانسته اند حتي آن را ببينند . در اينجا به چند مورد آن اشاره مي شود : مثلا دانشمندان توانسته اند تا شانزده ساعت پس از مرگ يك انسان ، روح آن را به بدن بازگردانند و جالب اينجاست كه فرد مرده ، حوادث پس از مرگ خود را تعريف مي كند . و يا با اعمالي مي توان روح را مشاهده هم نمود . در طي آزمايشي ، روح فرد مورد آزمايش از بدن جدا گرديد و در حالي كه هنوز كنترل بدن در دست روح بود ، هاله اي قرمز متمايل به قهوه اي به شكل قالب بدن شخص در پشت پرده ي اتاق مشاهده شد كه شخص مورد آزمايش آنچه را از آن زاويه مي ديد را براي افراد حاضر توصيف مي نمود . وجود روح از نظر علم ثابت عيني شده است ؛ پس هيچ جاي ترديد و تشكيك ندارد و چون روح ماوراي ماده است ، پس بايد آفريننده اي ماوراي ماده و مسلط بر ماده داشته باشد .
--------------------------------------------------------------------
خوانندگان گرامي را به فكر درباره موضوعات مطرح شده دعوت مي نمايم . نتيجه گيري منصفانه خود و سؤالات خود در رابطه با استدلالها و جوابهاي خود را در رابطه با سؤالات مطرح شده و همچنين مشكلات خود و مقاله را در نظرات بيان كنيد تا به آنها پاسخ داده شود. با تشكر ، سياسفيد
بسم الذي كه خلقنا من گل (gel)
با سلام به شما مردم انقلابي و فهيم اين خطه از جهان ، مهد شيران و دلاور ميدان نبرد و ستيزه گر با باطل و درود به شما كه انقدر خوبيد و هوشيار كه اين چنين دوست را از دشمن تشخيص مي دهيد و رفتارتان مصداق اين جمله ي مبارك مي شود كه با دوستان مهربان و با دشمنان تند خو .
درود بر اين مردم انقلابي كه براي دفاع از آرمانهاي خويش از هيچ راهي ( الطرق الشرعيه ) فروگذار نكرده و مشتي محكم به دهان مستكبرين و نوچه هايشان مي زنند و با گفتاري تند آنها را مي شويند و به زباله داني تاريخ مي اندازند .
درود بر شما ...
در اول كار يك دعا مي كنم آمين بگيد : اي خداي من ، اي كريم و اي رحيم و اي كسي كه صاحب روز جزا هستي ، شاهد باش كه من ، اين بنده ي ناچيز با نگارش اين سلسله بحث ، دين خود را به اسلام پاكت ادا كردم ؛ خودت من را ببخش و بيامرز و به خوانندگان منصف اين مقاله ي روشنگرانه كه با خلوص نيت نگاشته شده ، فهم و درك اعطا بفرما و پرده هاي تعصب را از رخ آنان كنار زن تا با ديدي باز ، حقايق ببينند و ترس كوچ كردن از باطل به سمت حق را به شجاعت اعلام حقيقت مبدل بساز . و اي خداي من ، از آن بندگانت كه اين نوشته را مي خوانند و به من ، اين بنده ي مخلصت ناسزا مي گويند درگذر و آنان را از عذابت برهان . آمين يا رب العالمين
========================
در قسمت اول به نحوه ي ايجاد انقلاب اسلامي و دلايل ايجاد آن پرداختيم (باد كردن كله ها و كارهاي كله بادي ها) و تا آنجا رسيديم كه كشورهاي متمدن و هشيار جهان بر آن شدند تا مردم ايران را از كار خود كه همانا بد بخت نمودن خود بود منصرف ساخته تا به همان صلح قبلي با هم برگردند . و گفتيم كه صدام چراغ سبزي به مردم خير خواه نشان داد تا خاك مقدس عراق با قدم گذاري مردم خير خواه دنيا در آن و هجوم به حكومت وحشي و آخوندي ايران ، مقدس تر شود . (اي دريغا كه صدام جون بار سفر بست ...)
ادامه ماجرا : (بسيار مهم)
بله ، الآان اوضاع مملكت به اين صورت است : كله بادي ها اوضاع را به دست گرفته اند ، مسند جلادان را نيز فتح كرده اند و هر كه را كه حدس مي زنند كله اش كم باد است از لب تيغ مي گذرانند (1) . بني صدر عزيز ، با تدابير خود و با نصايح خود سعي بر منصرف كردن كله بادي ها از ادامه ي مسيرشان دارد . قضيه ي سپاه پاسداران قوز بالاي قوز گشته و بسيج نيز سومين قوز اين مملكت شده است ( اي خدا بگم چي كارشون نكنه كه هر چي مي كشيم از دست اين گروه هاي فشاره !) ، در كردستان ، مردمان كرد غيور كه كله شان عاري از باد است ، دست به روشن گري مي زنند ولي متاسفانه از طريق سپاه ( بخوانيد شپاه -» شپاش -» شپش !) سركوب مي شوند .
در اين زمان ، صدام نداي صلح سر داد و باقي قضايا را خود آگاه تريد .
مي پريم به سال شصت و سه ( در دهه ي نكبت ) كه سال تاسيس وزارت (شوم و فاسد) اطلاعات (و امنيت كشور) كه همان واواك مي باشد . براي اينكه اين اسم نام ساواك را در ذهن تداعي ( طدائي يا تدائي يا ... ) مي كند ، نام آن را واجا ( وزارت اطلاعات جمهوري (ضد) اسلامي ) گذاشتند . از حاشيه بيرون بياييم و كمي در باره ي اين ارگان سفاك و خون ريز بگوييم و اينكه چرا اين ارگان تشكيل شد :
با توجه به نيت خدايي صدام و كشور هاي حامي او و با توجه به اين آيه ي شريفه كه مي فرمايد "ان الله يحب المحسنين (صدام و عزايزان دل همه ي جهان)" و يا "ان الله لا يحب القوم الظالمين ( آخوندان و اعوان و انصار) " ، طولي نكشيد كه خداوند دست قدرت خود را به كار برد و كم كم باد كله هاي مردم را در آورد . اين آخوند هاي ضد خدا هم با استعانت از شيطان رجيم ، مطلع شدند و ... گروهي تشكيل شد به نام واواك كه وظيفه ي آن تزريق باد به كله هاي مردم بود . در سال 63 ، اين ارگان با سرمايه اي كلان شروع به كار كرد و چنان بادي به مغز جوانهاي بي چاره تزريق نمود كه تا الان نشانه هاي آن را در برخي افراد مانند "مبارز" كه وبلاگ كليپ مبارز را براي به انحراف كشاندن افكار مردم مديريت مي كند ، مشاهده مي كنيم . (خدايا اين قوم ظالم را هدايت نما !) اين ارگان با ترور شخصيتهاي روشنگر و تخريب شخصيتي آنان و در بند كشاندن آنان سعي در نگه داشتن باد در كله هاي مردم نمودند . خدا مي داند كه اينان چه ظلمي به اين مردم كرده اند ! لمي كه شمر به امت اسلامي نكرد ، اينان به برادران و خواهرانشان روا داشتند . به خاطر چه ؟ به خاطر يك مشت دلار و يك مشت سفر خارجه و چه و چه ! خدا از تقصيراتشان نگذرد .
و اين وضع مي رود تا دوران طلايي دكتر خاتمي كه زمينه ي بر اندازي اين نظام منحوس آخوندي را ايجاد كردند . ( خدا الهي هر چي مي خواد بهش بده ، از دنيا بي نيازش كنه ، سايه ي اين سيد رو از سر ما كم نكنه ! )
===================================
ان شا الله از شماره ي بعدي به حوادث دهه ي هفتاد به بعد مي پردازيم . ( تا سه الي چهار روز ديگر )
يا علي ، خداوند نگهدارتان باشد .
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام .
چند روز پیش دادگاه مهمی در داد سرای ویژه نظام به صورت سری تشکیل شد که درز مطالب به بیرون از دادگاه باعث جنجالهایی شد . چون این دادگاه بسیار سری بوده و درز مطالب به اجتماع باعث مفتضح شدن نظام می گردد ، وزارت اطلاعات با همکاری سپاه توانست تمامی مطلعین را دستگیر نماید . اینک سیاسفید به عنوان اولین مرجع خبری این دادگاه ، توجه شما را به گزیده ای از دادگاه دعوت می نماید :
قاضی : از آقای دادستان تقاضا می شود متن کیفر خواست این پرونده را برای حضار قرائت فرمایند .
دادستان : با سلام محضر دادگاه محترم . متّحم ، جناب ... فرزند ... متولد ... دارای شماره شناسنامه ... صادره از ... جرائمی را بر علیه نظام مرتکب شده اند که به حضور دادگاه محترم عرضه می گردد :
متن کیفر خواست : نامبرده در یک حرکت جنایی ، اقدام به تاسیس یک فقره وبلاگ نموده و در آن با نوشتن داستانهای سخیف و ضمیمه کردن عکسهایی مستهجن به آن ، به سخره گرفتن نام شهدا و سراییدن اشعار مبتذل درباره فرهنگ شهید و شهادت ، به بازی گرفتن احساسات پسران و دختران جوان ، لینک به وبلاگ های مبتذل من جمله دختر و پسرا - سامی دخت - یادگاری - زندگانی و ... ، استفاده ابزاری از حوادث روز بر علیه قومیت یهود در مسئله ی غزه ، زیر پا گذاشتن قوانین جمهوری اسلامی در نگاشتن مطلب ، توهین علنی به مقام شامخ روحانیت ، نسبت دادن نسبت جو زدگی به انقلابیون ، جانبازان و شهدا ، توهین به حاکمیت جمهوری اسلامی ، اقدام به طرفداری از دشمنان این مرز و بوم و در آخر ، حرکت به سمت براندازی نرم نظام با جعل تاریخ انقلاب پر فتوح و پر برکت اسلامی ، از قوانین مملکت عدول نموده و باعث گمراهی بسیاری از جوانان گشته است .
این جانب از دادگاه محترم تقاضا دارم که حق دفاع به این جانی از خدا بی خبر ندهید زیرا او مدتی از عمرش را با آخوند ها گذرانده و در چرب زبانی استادی قهار است . همچنین دارای پشتوانه ی قوی فکری و مالی از طرف دشمنان نظام است که خدای ناکرده زبانم لال می ترسم دادگاه محترم یا به فساد مالی دچار گردد و یا در صدور رای اشتباه نماید .
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
قاضی : مورد اینکه اجازه به این ملعون فاسد برای دفاع ندهیم ، بسیار کلام خوبی است و من هم موافقم .
وکیل مدافع : این بر خلاف مسائل دموکراتیک است . باید اجازه برای دفاع به موکل بنده داده بشود . این حق مسلم متهم در دادگاه است و دادگاه باید به عنوان مرجعی بی طرف ، سخنان دو طرف دعوی را بشنود و عادلانه تصمیم بگیرد .
قاضی : ایراد وارد است . از متهم دعوت می شود برای قرائت دفاعیه به جایگاه تشریف بیاورند .
متهم : به نام پدر ، پسر و روح القدس
اینجانب تمامی بند های کیفر خواست را قبول دارم و این چند ماه هم که وبلاگ آب زیپو شد ...
قاضی : منظورتان از وبلاگ آب زیپو شد چیست ؟
متهم : چند معنا دارد : ۱- نزدیک به هشت ماه آپ نشد ۲- سایت ایراپیک که در آن فایلهای قالب وبلاگ بارگذاری شده بود از صفحه ی روزگار محو شد ، یعنی قالب بی قالب ۳- در این مدت کسی نظر نمی داد و آن چند نظر هم که الکی دلم خوش شد، تبلیغاتی بودند ۴- میانگین بازدید دو تا در روز بود . یعنی آب هویج ، آب زیپو و هر چه که نام بنهیدش .
قاضی : ادامه دفاعیه را بفرمایید .
متهم : بله در این چند ماه بنده درگیر مسائلی از قبیل درس ، بحث ، مدرسه ، فعالیت انتخاباتی به نفع نامزد مغلوب ، جاسوسی به نفع دول خارجه ، به آتش کشیدن مغازه ، مسجد و بانک (آتش زدن موتور و سطل آشغال ، مال بچه سوسولهاست!) و هزاران کار دیگر بودم و وقت سر زدن به اینتر نت را نداشتم . علاوه بر آن با ارتقاع سیستم ناز نازی ام (که اگر مشخصات آن را بگویم کف همگی حضار می برد) چند صباحی از وجود مودم بی بهره ماندم و نتوانستم به اینترنت برای نوشتن مطلب در سیاسفید مراجعه نمایم .
قاضی : ولی در پرونده ی قطورت آمده که در این مدت ، حدود هزار و پانصد عضو را از یکی از تالار های گفتمان اینترنتی به درون سطل آشغال ریختی . چه توضیحی داری ؟
متهم : بنده با گول زدن مسئول این تالار ، مدتی پسورد ادمین آن را داشتم ولی با سه شدن هدف شوم بنده ، ادمین رمز را تغییر داد . لذا برای پیاده نمودن هدف والا که همانا پاک کردن اعضای فعال و انقلابی آن تالار بود ، اقدام به گول زدن مجدد مسئول تالار نمودم که این بار توانستم یک یوزر مدیریتی مجزا دریافت کنم و بدین ترتیب هزار و پانصد عدد از نیروهای مخرب بسیجی با مطالبشان را از این تالار حذف نمودم . و چون این کار کار مهمی بود ، برای انجامش حدود صد هزار قران دادم و رفتم کافی نت !
قاضی : اگر دستگیر نمی شدید ، الان داشتید چه کار می کردید ؟
متهم : همین الان هم که دستگیر شدم ، دارم برای بر اندازی این نظام استکباری نقشه می کشم ، حال خودتان بگویید اگر آزاد بودم چه می کردم . اولین کار اتمام نگارش تاریخچه ی انقلاب بود که اگر آزاد شوم اولین اقدام بنده است . چون من روشنگری را اولین وظیفه ی خود می دانم .
قاضی : دیگر بس است می خواهم حکم کنم .
در این هنگام متهم دستش را به زیر میز برد ، جوری که قاضی ببیند دو انگشت شست و اشاره اش را چند بار مالید و با چشم ، چشمکی به قاضی زد . قاضی هم سری به نشانه ی تایید تکان داد و لبخندی موزیانه بر لبانش کشید .
قاضی : پس از شنیدن کیفر خواست و توضیحات متهم ، ایشان بی گناه شناخته شده و آزاد می گردند .
-----------------------------------------------
کنفرانس خبری بعد از دادگاه :
خبر نگار۱: نظرتون در باره ی دادگاه چیست ؟
متهم : مزخرف بود . حوصله ام سر رفت . زیادی هالو بودند . گفتم تقاضای رشوه هم بکنم تا شاید بر جرمم اضافه شود و چند ماهی از دست دویدن به دنبال آب و نان خلاص شوم که نشد !
خبر نگار۱: خدا شفات بده ! مشنگی بنده ی خدا !
خبر نگار۲ : حالا که آزاد شدید ، می خواهید چه کار کنید ؟
متهم : وبلاگم را سر و سامان می دهم و آن را مملو از مطالب ضد اخلاقی ، مستهجن ، ضد دینی ، ضد حکومتی و ضد آخوندی می کنم و سعی می کنم لا اقل هفته ای دو بار مطلب بریزم تو شکمش . از چند نفر هم برای همکاری دعوت می کنم که بیایند و بخشهای دلخواه خودشان را تاسیس و مدیریت کنند .
خبر نگار۳ : کی منتظر روشنگری های شما در باره انقلاب اسلامی و اینها باشیم ؟
متهم : خیلی زود .
-------------------------------------
نظر در باره ی وبلاگ یادتون نره . نا سلامتی بعد از هشت ماه دستم رفته روی کیبورد . در آرشیو موضوعی ، داستانک قشنگه . اگر خدا بخواد پست بعدی ، تاریخ انقلاب اسلامی ۲ خواهد بود .
بخوابید ای مردم ! بخورید و بیاشامید ! در خانه های گرم خود بیارامید ! در کنار خانواده ی خود خوش باشید ...
کسانی هستند در کوچک سرزمینی به نام غزه که تاوان سیری شما را با گرسنگی خود ، خوابیدن شما را با بیداری خود ، گرمی خانه هایتان را با سرمای خانه های ویران خود ، آرامش شما را با انتظار فرود بمب ، خنده هایتان را با ناله بر جنازه های عزیزان بدهند ...
بیانیه سیاسفید به مناسبت نسل کشی غزه :
برادران و خواهران من ! اکنون که ما در سرزمین امن خود با آسایش به سر می بریم ، همانطور که می دانیم برادران و خواهران دینی مان در غزه مورد حملات کشور گشایی یهود یا به همان به اصطلاح شعار از نیل تا فرات یهود قرار گرفته اند . می دانیم مدتی است یهود برای تحقق آرمان دیرینه ی خود که همان ایجاد دولت جهانی یهود است تلاش خود را چندین برابر کرده است. دولتی که مرکز آن معبد سلیمان در زیر مسجد الاقسی است ، دولتی که مرکز اصلی و یهودی نشین آن سرزمین های بین نیل تا فرات است . دولت جهانی یهود ، که هیچ یهودی ستیزی در آن حق زندگی ندارد و طبق کتاب مقدس ، واجب القتل است . دولتی سراسر یهود و برده های یهود . مسلمانان را باید کشت چون یهود را به عنوان قوم برتر قبول ندارند ؛ بیش از دویست کلاهک اتمی برای نابودی یک ملیارد مسلان کافی است ! پولهای انباشته از سناریوی رکود اقتصادی برای تطمیع دولت ها از جمله دولت های اسلامی کافی است !جوانان جهان را ماهواره و فیلمها و مبتذلات اینترنت و مخدرات و فساد کافی است که از مبارزه با تشکیل این دولت باز داشته شوند !
اکنون تمامی مقدمات برای تشکیل این دولت جهانی مهیا است ؛ چرا یهود این کشور گشایی را آغاز نکند ؟ عقل آنها که کاملش می پندارند ، دستور داده است که حمله را آغاز کنید ! در حالی که آگاه نیستند و عقلشان ناقص است . خدا کور و کرشان کرده و واقعیت را نمی بینند . آنها انزجار عمومی مردم جهان را نسبت به بی عدالتی و ظلم دولتهای دست نشانده ی صهیونیست را نمی بینند . صدای خرد شدن استخوانهای خودشان را نمی شنوند . آنها صدای اسلام خواهی مردم جهان را نمی شنوند . جهان در حال دو قطبی شدن است ؛ خیر و شر ، اسلام و یهود .
دولت مصر یکی از دولت هایی است که به وسیله ی دلت یهود تطمیع شده است . من پیش بینی کشته شدن رئیس جمهور این کشور را به دست مردم مصر به شما گفتم . اگر چنین شد ، منتظر ظهور حضرتش باشید که خبرش را در روایات داده اند .
مسلمانان بیدار باشید ! ان شا الله وقت ظهور نزدیک است ؛ یعنی مومن باید همیشه ظهور را نزدیک بداند . خود را به سلاح صبر در مقابل گناهان و سر خم فرود نیاوردن در مقابل شیطان و نفس مجهز کنید و نیروی خود را از نماز بگیرید . از رفاه مادی فاصله بگیرید که مرفه در جهاد ( مالی و جانی و حتی زبانی ! ) حاضر نمی شود . آموزش نظامی ببینید و برای ظهور آماده باشید . ظهور را نزدیک ببینید . برای ظهور چنان آماده باشید که اگر ناگهان بانگ انا المهدی آمد ، آماده باشید که به ما خبر رسده است از امامانمان که حضرت نمی آیند مگر ناگهانی .
منتظر ظهور حضرت باشید که او خواهد آمد ...
ان شا الله که سرنگونی اسرائیل به دست خودش با این اعمال ، زمینه ساز ظهور صاحب الامر خواهد بود .
برای شادی روح همه ی شهدا مخصوصا شهدای غزه و شفای مجروحین غزه و آزاد شدن غزه از بند محاصره ی گرگها ، ذکر صلوات با عجل فرجهم و لعن دشمنان اسلام فراموش نشود .
.jpg)
بمب گوگلی غزه
موج وبلاگي غزه به هدف آزاد کردن غزه محاصره شده
به اين ادرس بريد بخونيد
مدتی بود زده بودیم تو خط زنده های افقی یا به عبارت خودمونی ، شهدا !
دوست خوبم سعید تذکر دادن یه کم از زنده های عمودی بگو . گفتم بذار اول تاریخ این انقلاب رو به صورت صلیث ( یا سلیس یا ثلیس یا هر چیزی که هست
) بازگو کنم ، اونوقت چشم ! از زنده های عمودی هم می گم . زنده های عمودی مال آخر این تاریخه که اسمش میشه
روزی بود و روزگاری بود . مردمی در کشوری به نام ایران زندگی می گذراندند . یک دفعه به کلشان زد شاهشان را از کشور بیرون کنند و یک آخوند را رهبر خود کنند . کله شان از حرفهای این آخوند باد کرده بود و به اصطلاح خودمان چشم و گوش بسته شدند . اول کار اسرائیل که دوست مردم ایران بود ُ با کارهایی که بلد بود یک رئیس جمهور برای آنها آماده کرد که شاید مردم بفهمند بازیچه ی دست آخوندها شده اند . مردم که کلشان زیادی باد داشت ، خیر خواهشان را از کشور بیرون انداختند . دوستان ملت ایران ( آمریکا و اسرائیل و انگلیس و... ) که نمی توانستند ببینند که مردم با دست خودشان دارند خودشان را بدبخت می کنند ، توان خود را گذاشتند و توانستد گروهی را آگاه کنند . برای اینکه این مردم بتوانند هم میهنانشان را از چنگ آخوندها بیرون بکشند ، از دوستان ملت اسلحه و نارنجک گرفتند و برای اصلاح امور دست به کار شدند . اما آنها خبر نداشتند که عده ای از کله بادی ها که خیلی زیاد کله شان باد داشت ، رفته اند در سپاه و سپاهی شده اند و با زور اسلحه ، مانع از خارج شدن باد کله ها می شوند . این گروهها نیز نتوانستند باد کله ی این مردم را در بیاورند .![]()
مردم که کله هایشان باد کرده بود و در پی آن ، همه چیز را یک جور دیگر می دیدند ، سفارت کشور آمریکا ( همان کشور ایراندوست ) را اشغال کردند و سفیر های بدبختش را به گروگان گرفتند . آمریکا که بسیار مردم دوست بود ، برای اینکه کسی از مردم صدمه نبیند ، از بیابان آمد ولی خبر نداشت در این کشور ، به غیر از آدمها ، کله ی باد نیز باد کرده است !
مردم دنیا که دیدند مردم ایران به زیر دست استثمار آخوندی رفته اند ، متحد شدند تا این نظام دیکتاتوری را در هم بشکنند و مردم را نجات دهند . در این میان صدام که بسیار مرد عزیز و نازی بود و دلش برای مردم ایران می سوخت بلند شد و گفت که من می خواهم بزرگترین کمک را به مردم ایران بکنم ( ان شا الله خدا قبول کند ! ) . بیایید و از خاک کشور من به این حکومت فاسد آخوندی بتازید ...
ادامه ی این تاریخ روشنگر ایران ( که اصلش قسمت دومشه ! ) ، در پست بعدی . فقط یه شرط داره ! خودتون نظر بدید و دست بقیه رو بگیرید بیان بخونن و نظر بدن . قسمت دوم رو وقتی می نویسم که نظرا بیشتر از بیست تا شده باشه ! ![]()
کجایید ای شهیدان خدایی سبک بالان دشت کربلایی
بمردم بس که این اشعـــــــار خواندم چـــــرا پس مــا هنـــوز اینجـــــا بماندیم
نمی دانم که فرق ما با شما چـیست ولی دانم که ما درجـــــــــــــنــگ ماندیم
شـما رفتیـد و مــا مـاندیـم و ماندیم مثال شمـــــــــــــع آب گشتیم و ماندیم
بســــــــــــــی آتش گره ها باز بنمود ولی بستیم و باز ، در جــــــــــــا بماندیم
شـما رفتـید و ما ماندیم با عشــــــــق که عشق است ماندن و ما هم بماندیم
نـگویم من که می خواهم شهادت به بود ماندن در این عصر ، پس ما ماندیم

معر از : usofi
با سلام . عناصر این داستان خیالی می باشند .
سلام بر شهدا
تنها حرفی که الان می توانم بگویم همین است ، دیگر دنیا را دوست نمی دارم ، به فکر رفتن افتاده ام ، شهدا کمک کنین ...
فقط یک دقیقه سکوت...
بعد ...
یک دقیقه خنده از ته دل ...
اینها چیزهای هستند که تبدیل به آرزوهایم شده اند ...
یادش بخیر کودکی !